حمله به سوریه به نفع چه کسی است/ بیزن خالقوردی پور کارشناس ارشد سیاسی و استاد دانشگاه

 

 این روزها بحث حمله به سوریه داغ شده است؛ امریکا هر روز سوریه را تهدید به حمله نظامی می‌کند البته به بهانه‌های واهی اما تعلل می‌کند چراکه امنیت رژیم جعلی صهیونیستی را به خطر خواهد انداخت.

مقام معظم رهبری در دیدار اخیر هیأت دولت فرمودند: «این آتش افروزی همچون جرقه‌ای در انبار باروت است که ابعاد و پیامدهای آن نامشخص خواهد بود.»

ولی بر فرض مثال اگر حمله‌ای صورت بگیرد چه کسی از این جنگ بهره خواهد برد؟ سودهای سرشار از این جنگ‌ها که مربوط به فروش تسلیحات نظامی خواهد بود به جیب چه کسانی می‌رود؟ مهم‌تر از این، دلیل حمله امریکا به سوریه چیست؟

ایالات متحده ادعایی مبنی بر استفاده دولت و حکومت سوریه از سلاح‌های شیمیایی را مطرح کرده است، اما نکته جالب توجه این ادعا این است که این سلاح‌ها جز در کشور امریکا و چند کشور مدعی حقوق بشر ساخته می‌شود. بنابراین کشورهای سازنده سلاح بویژه امریکا که درآمدهای فروش تسلیحاتی آنان بسیار زیاد است از راه‌اندازی جنگ چندان ناراحت نخواهند شد.

به جز امریکا و چند کشور غربی که سود حاصل از این جنگ‌ها برایشان بسیار است برای دیگر افراد جوامع درگیر در این جنگ‌ها حاصلی جز فلاکت در بر نخواهد داشت؛ جنگ به بهانه ایجاد امنیت؛ در عراق چند سال است که امریکا حضور پیدا کرده و امنیت حلقه فراموش شده آن و افغانستان است.

امریکا که خود را مدعی حقوق بشر می‌داند، چرا بودجه دولتی خود را به هدر می‌دهد؟ مگر مردم آن کشور چه گناهی را مرتکب شده‌اند که باید تاوان این جنگ افروزی‌های یک درصد را بدهند؟ جنگ در افغانستان بس نبود به عراق حمله کردند حالا هم سوریه.

اگر به اوضاع سیاسی و اقتصادی جهان نگاهی بیاندازیم تمامی مشکلات از سوی امریکاست؛ مشکلات منطقه خاورمیانه با تفرقه اندازی امریکا هدایت می‌شود و چه بسیار کشو‌رهایی که حاکمان آن با امریکا هم سو شده‌اند؛ آقایان حاکم بدانید که امریکا دوست خوبی نخواهد بود؛ واقعیت این است که از جبهه خصم، نمی‌توان و نباید انتظار دوستی و صمیمیت داشت.

سردمداران اروپا و امریکا به خوبی دریافته‌اند که اگر بخواهند در دنیا حکومت کنند باید مقابل رشد اسلام را بگیرند؛ آنان با به وجود آوردن فرقه‌های جعلی سعی در آسیب اسلام از درون را دارند؛ سلفی‌گری، وهابیت و …ادامه دارد

بیزن خالقوردی پور کارشناس ارشد سیاسی و استاد دانشگاه

———————————————–

۱۰ دلیل برای حمایت ملت ایران از سوریه/بیزن خالقوردی پور کارشناس ارشد سیاسی و استاد دانشگاه

برخی از ساده اندیشان  داخلی با ایجاد این شبهه که جنگ آمریکا با سوریه هیچ ارتباطی با جمهوری اسلامی ایران ندارد، سعی دارند به اربابان غربی خوش خدمتی کنند.

از این‌رو در این یتحلیل ساده  سعی داریم با تحلیلی کوتاه، ساده و روان به بررسی وقایع اخیر پرداخته و دلایل دفاع ملت ایران از دولت سوریه را بیان نماییم.

۱) دولت سوریه در زمان مرحوم حافظ اسد در جریان جنگ تحمیلی ایران و عراق از هیچ تلاشی برای دفاع از جمهوری اسلامی ایران دریغ نکرد و این کشور، تنها حکومت عربی بود که در زمینه‌های مختلف ایران را در مقابله با آمریکا و عراق یاری نمود. در نتیجه به نظر می‌رسد حمایت از سوریه امروز می‌تواند پاسخی جوانمردانه به کمک‌های ۸ سال جنگ تحمیلی دولت سوریه باشد.

۲) حکومت سوریه تنها حکومتی عربی است که در اتحادیه عرب در مقابل زیاده‌خواهی‌های عربستان و قطر و سایر هم‌پیمانان آمریکا ایستادگی کرده و بارها شاهد بودیم که این کشور از آرمان آزادی قدس عزیز در اتحادیه عرب دفاع کرده و به مقابله با رژیم صهیونیستی پرداخته است.

۳) دولت سوریه در جنگ‌های ۳۳،۲۲ و ۸ روزه حزب الله لبنان را تنها نگذاشت و هم‌سو با آنها در برابر آمریکا و اسرائیل ایستاد و حزب‌الله را در آن جنگ‌ها حمایت نمود.

۴)  امروز سوریه بعنوان خط مقدم مقاومت در منطقه محسوب می‌شود و آمریکا بدلیل آنکه این کشور در جنگ‌های گذشته از لبنان و ایران حمایت کرده است، امروز به فکر نابودی دولت اسرائیل افتاده است.

نکته‌ای که در این راستا حاثز اهمیت است، این است که چنانچه آمریکا بتواند مقاومت مردم سوریه را بشکند، در گام بعدی به سراغ عراق و لبنان خواهد رفت و مطمئنا ایران مقصد بعدی سران غربی خواهد بود. در نتیجه حمایت امروز از سوریه در واقع حمایت از جمهوری اسلامی ایران در خارج از مرزهای کشور است.

پیشنهاد می‌شود افرادی که مدعی هستند جنگ سوریه و امریکا هیچ ارتباطی به جمهوری اسلامی ایران ندارند به این سوال پاسخ دهند که آیا کمک به سوریه در جنگ بهتر است یا درگیر شدن ملت ایران با یک جنگ تحمیلی دیگر؟ زیرا مطمئنا ایران مقصد بعدی رژیم صهیونیستی پس از نابودی سوریه و لبنان خواهد بود.

۵) اگر آمریکا در جنگ مستقیم با سوریه شکست بخورد مطمئنا منافع دوستانش از جمله عربستان، قطر، ترکیه و علی‌الخصوص رژیم اشغالگر قدس در منطقه تهدید می شود و از سوی دیگر جبهه مقاومت که شامل ایران، سوریه و لبنان است به قدرت بیشتری خواهد رسید. در نتیجه کوتاه شدن دست مستکبران از دولت‌های منطقه، آرامش را به خاورمیانه باز خواهد گرداند و این یعنی تحقق آرزوی دیرینه جمهوری اسلامی.

۶) آمریکا با حمله نظامی به سوریه و ایجاد شبهه بین شیعه و سنی به دنبال اختلاف افکنی بین مسلمانان است که اگر در جنگ با سوریه شکست بخورد مطمئنا به این هدف شوم خود نیز نخواهد رسید و باز هم این ملت ایران هستند که از اتحاد شیه و سنی قدرت خواهند گرفت و به پیروزی می رسند.

۷) برای بیان مورد بعدی قصد دارم استناد کنم به سخنان جک استرو وزیر پیشین امور خارجه آمریکا در رابطه با جنگ آمریکا و عراق که گفته بود: ما میوه جنگ با عراق را در کاخ‌های سعدآباد چیدیم.

این اظهارات اشاره به ترس و واهمه دولتمردان وقت ایران از تهدید‌های غرب و حمله آمریکا به عراق دارد که به تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای و جایگزینی سیاست مقاومت با سازی، منجر شد.

از این‌رو به نظر می‌رسد در صورت پیروزی آمریکا بر سوریه، عده‌ای ترسو و سیاستمدار متزلزل داخلی از مواضع اقتدار جمهوری سالامی ایران کوتاه خواهند آمد و دست دوستی به سوی دولتمردان غربی دراز خواهند کرد. که البته اینگونه اظهارنظرها از هم‌اکنون که حتی پیروزی آمریکا بر سوریه در هاله‌ای از ابهام قرار دارد نیز، از گوشه و کنار به گوش می‌رسد.

۸) پس از آنکه اوباما، دولت سوریه را به جنگ تهدید کرد، سوریه نیز بیکار ننشست و با سیاست توازن قدرت، تهدید کرد که در صورت حمله آمریکا، سوریه نیز به مراکز نظامی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی حمله خواهد کرد. این تهدید جدی یکی زا عوامل اصلی غقب نشینی فعلی دولت آمریکا از حمله به سوریه است. در نتیجه اگر تهدید آمریکا عملی شود تهدید سوریه نیز، متعاقب آن عملی خواهد شد و قدرت متزلزل رژیم صهیونیستی در منطقه به خطر خواهد افتاد.

۹) به اذعان کارشناسان بین‌المللی آمریکا به سفارش لابی صهیونستی و تقویت منافع این رژیم در منطقه، قصد حمله به سوریه را خواهد داشت در نتیجه اگر آمریکا نتواند دولت سوریه را ساقط کند، مطمئنا اسرائیل و آمریکا با هم به ورطه نابودی پیش خواهند رفت.

۱۰) بنبار فرمایش حضرت علی امیر المومنین اگر مسلمانی بشنود مسلمانی در گوشه ای از جهان مورد تجاوز قرار گرفته اگر دق کند بمیرد شهید محسوب می شود و بنابر روایت و دستور صریح قرآن  و امامان  ایران باید در برابر حمله غرب به سوریه بایستادو دفاع کند.

این ۱۰ دلیل تنها از یک نگاه سطحی بررسی شده است و مطمئنا عوامل مهم دیگری نیز وجود دارد که بتواند مخالفان دفاع از سوریه را قانع نماید.

امید است افرادی که با نگاه سیاسی و صرفا تقویت سیاست سازش قصد دشمنی با ملت سوریه را دارند باور کنند که آمریکا هیچ تعهد انسان‌دوستانه‌ای نمی‌دهد که سرگذشت مردم عراق، افغانستان، پاکستان و … موید این ادعاست.

۱۰ دلیل برای حمایت ملت ایران از سوریه/بیزن خالقوردی پور کارشناس ارشد سیاسی و استاد دانشگاه

———————————–

کسانی که تاکنون بیشترین خیانت را به انقلاب کردند/بیزن خالقوردی پور کارشناس ارشد سیاسی و استاد دانشگاه

خداوند در قرآن بارها به انسان هشدار می‌دهد که شیطان دشمن آشکار شماست و تأکید می‌فرماید که شما هم او را دشمن بگیرید؛ «ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا» (فاطر،۶) در حقیقت شیطان دشمن شماست شما نیز او را دشمن بگیرید.

این همه تأکید باری تعالی بر دشمن گرفتن شیطان بدین خاطر است که ما انسان‌ها این دشمن آشکار را یا نمی‌بینیم یا جدی نمی‌گیریم و با نادیده گرفتن آن، با شیطان دشمنی نمی‌کنیم و کار به آنجا می‌رسد که بعضی انسان‌ها، شیطان را به دوستی می‌گیرند و در مراحل بعدی به عنوان ولی و سرپرست خود بر می‌گزینند و به شقاوت می‌رسند.

در دنیای سیاست نیز همین‌گونه است؛ بعضی از افراد، دشمن آشکار کشورشان را یا دشمن نمی‌بینند یا اینکه اگر هم او را دشمن بدانند با او دشمنی نمی‌کنند و این باعث می‌شود که در مرزبندی با دشمن بلغزند و تمایل به دوستی با دشمن داشته باشند.

شاید در نگاه اول این نکته که دشمن را باید دشمن گرفت امری بدیهی به نظر آید و کسی تصور نکند که هیچ انسانی حاضر باشد این نکته کلیدی را نادیده بگیرد اما در عمل که خوب بنگریم می‌بینیم بعضی افراد چطور این نکته بدیهی را نادیده گرفته و چه مشکلات بزرگی را رقم می‌زنند.

دشمن یک واقعیت است این واقعیت را باید درست دید و شناخت؛ نمی‌شود ادعای واقع بینی در مسائل داشت اما واقعیتی آشکار به نام دشمن را ندید و جدی نگرفت.

وقتی دشمن را دشمن نگیرند آرمان‌ها را به پای واقعیت‌های غیر واقعی که دشمن به عنوان واقعیت القا کرده، ذبح می‌کند و اسمش را می‌گذارند واقع بینی!

وقتی دشمن را دشمن نگیرند ساده لوحی در پیش گرفته و توطئه را توهم توطئه می‌نامند.

وقتی دشمن را دشمن نگیرند حاضر می‌شوند حتی با راسموسن دانمارکی «حامی هتاکان به پیامبر(ص)» نیز دست دهند و خوش و بش کنند و بعد بی‌غیرتی‌شان را توجیه کنند.

وقتی دشمن را دشمن نگیرند دیگر آمریکا را شیطان بزرگ نمی‌دانند و حاضر می‌شوند عنوان شهید را برای یکی از رؤسای جمهورش حراج کنند و از شعار «مرگ بر آمریکا» هم ابراز ناراحتی می‌کنند.

وقتی دشمن را دشمن نگیرند «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» را تبدیل می‌کنند به رحم بر دشمن و شدت در برابر دوست؛ اینجاست که دوربین صدا و سیمای ایران را خرد می‌کنند و دوربین بی بی سی را می‌پرستند.

وقتی دشمن را دشمن نگیرند با دوستان دشمنی می‌کنند و با دشمنان دوستی و فتنه‌ای شدیدتر از دجال به پا می‌کنند.

وقتی دشمن را دشمن نگیرند با ادعای خط امام؛ فتنه به پا می‌کنند و از حمایت اوباما به شعف می‌آیند؛ در پرتو نام امام (ره)؛ نان می‌خورند و اصول انقلابش را به مسلخ می‌برند.

کسانی که دشمن را دشمن نمی‌گیرند کارشان به جایی می‌رسد که به آنان که «اشداء علی الکفار» را رعایت می‌کنند برچسب ماجراجو، دشمن تراش و افراطی می‌زنند تا کوتاهی و تفریط خودشان را صحیح جلوه دهند.

وقتی دشمن را دشمن نگیرند تن به انفعال می‌دهند و  از «سر جنگ نداشتن» با غده سرطانی اسرائیل دم می‌زنند و با مواضع منفعلانه، زمینه کوبیدن دوست را فراهم می‌کنند.

اگر ادعای مسلمانی داریم و قرآن را ملاک قرار می‌دهیم باید دشمن را دشمن گرفته و مرزبندی با دشمن را جدی بگیریم؛  بیشترین ضربه‌ها را کسانی به انقلاب ما زده‌اند که دشمن را دشمن نگرفتند و چشم بر روی واقعیت آشکاری به نام «دشمن» بستند.

 

 

 

برخی رفتارها که رنگ و بوی خدایی دارد معمولا در نظر همه افراد کاری پسندیده و اخلاقی محسوب می شود.

 

 

 

خصلت های نیکی همچون راز داری، نیکی  و خوش رفتاری با مردم و صبر و بردباری اموری هستند که انجام آن توسط فرد تحسین و اعتماد  فرد مقابل را به همراه دارد.

امام رضاعلیه السلام به سه خصلت ضروری برای فرد مومن اشاره می کنند.

ایشان می فرمایند:

مومن ،مومن حقیقی نیست مگر اینکه سه خصلت در او وجود داشته باشد:

۱ خصلتی از پروردگارش

۲ خصلتی از پیامبرش

۳ خصلتی از امامش

اما خصلتی که از پروردگارش باید داشته باشد ،راز خودش را نگه بداردکه خدای عزوجل فرمود "خدا عالم به غیب است و کسی را ازغیب خود آگاه نمی کند مگر رسولی را که بپسندد

واما خصلتی را که از پیامبر باید داشته باشد ،خوش رفتاری با مردم است زیرا خدای عزوجل پیامبرش را به خوش رفتاری با مردم دستور داده و فرموده است"گذشت را پیش گیر و به نیکی دستور بده"

و اما خصلتی که از امام باید داشته باشد صبر در تنگدستی و پریشان حالی است

(عیون اخبار الرضا ج۱ ص ۲۵۶)

 

 

 

حجاب ؛ مسأله ای که امروز برخی از جامع شناسان از آن به عنوان محدودیت و بعضی به عنوان مصونیت از ان یاد می کنند اما واقعا حجاب جیست ؟

چرا باید الزامی باشد؟آیا فقط برای خانم ها حجاب مطرح است ؟ چرا باید به این شکل باشد ؟ یعنی چرا باید فقط خانم ها مو و بدن خود را به غیر از حدود معین بپوشانند؟…

انسان ها به خاطر فطرت اجتماعی بودنشان و نیازمند بودن به مهارت ها و توانایی های یکدیگر نیاز به هم زیستی و در کنار هم زندگی کردن دارند از این رو فضایی معاشرتی و متعاملانه ای تحت عنوان جامعه به وجود می آید که انسان ها با زمینه سازی های مناسب و تدوین یک سری قوانین شهروندی در این جامعه با هم زندگی می کنند که به علت اختلاف فرهنگ ها و آیین ها جوامع مختلف بشری شکل می گیرند که همگی  سعی در تکامل و پیش رفت و حرکت به سمت بی نیازی از جوامع دیگر حرکت می کند که به تناسب تلاش و برنامه ریزی هر جامعه حرکتش موفقیت آمیز تر خواهد بود.

اما در کنار فطرت اجتماعی بودن غریزه ای تحت عنوان غریزه ی جنسی نیز در انسان وجود دارد و از طرفی تمامی استعدادها ومهارت ها که فقط صرفا در خانم ها ویا آقایان وجود نداردم که برای پیشرفت جامعه از یکی از این دو گروه استفاده کنیم و از طرفی اختلاط و همکاری با توجه به غریزه جنسی امکان گرایش نیروی فعال به سمت انحرافات اخلاقی و دور شدن از هدف اصلی را در پی دارد . بنابراین باید فضایی در جامعه حاکم باشد تا فعالیت های اجتماعی صرفا جهت کار و تلاش باشد. پس چاره کار چیست ؟ از یک طرف نیاز به هر دونیروی کارآمد زن ومرد در جامعه هست و از طرف دیگر همه افراد که قدرت کنترل غرایز را ندارند و به نظر می رسد یا باید از یک گروه رامنفعل کرد یا از اخلاق گذشت ؛اما اسلام راه سومی را جلوی پایمان می گذارد؛می گوید برای کمتر شدن و به حداقل رسیدن گناه یکسری شرایط را به طور شخصی و اجتماعی رعایت کنید. نسبت به آقایان دستور می دهد که چشم های خود را از نگاه به نامحرمان البته نگاه های مغرضانه و هوس آلود- باز دارندو به خانم ها نیز دستور می دهد در کنار حفظ چشم ، برای جلوگیری از جلب توجه ظاهری به پوشش بیشتر اندام های بدن خود برسند تا در کنار به  حداقل انحراف ، شخصیت و عفاف آنها نیز مورد لطمه واقع نشوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند. همانطور که در آیه ۵۹ سوره احزاب می فرماید: "ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو جلباب های خود را بر خویش افکنند این کار براین اینکه (به عفیف بودن) شناخته شوند و مورد آژار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تاکنون خطا کرده اند توبه کنند ) خداوند همواره آمرزنده و مهربان است."

بنابراین آنچه که به عنوان حجاب ویا اصطلاح صحیح تر آن پوشش در اسلام و البته ادیان دیگر مطرح شده است صرفا برای تبدیل جامعه به یک محیط برای کار ،تلاش، پیشرفت و کسب درآمد است و در کنار آن محل پاسخگویی به نیاز جنسی افراد را "خانواده" معرفی می کند ؛ به همین دلیل است که در کنار همه ی توصیه های اخلاقی به ازدواج و تشکیل خانواده بیش از همه تأکید دارد.

این دلیلی است که اسلام آن را به عنوان علت الزام حجاب  عنوان کرده است .اما دلیلی که گاه برخی روانشناسان از آن به عنوان علت گرایش خانم ها به پوشش مطرح می کنند علتی زیرکانه است : به طور معمول خانم ها به لحاظ قدرت جسمانی توان مقابله با آقایان را ندارند و از لحاظ فکری و عقلی هم جای بحث دارد ینابراین با یک تدبیر و سیاسیت زیرکانه دریافتند که تنها را به زانو در آوردن مردها دور نگه داشتن خود از دسترس آنهاست از این رو به پوشیدن خود روی می آورند.احتمالا واژه حجاب نیز از این منظر روی پوشش خانم ها قرار گرفته است ؛ چرا که اصطلاح حجاب به معنی پرده نشینی است که دور بودن از نامحرمان را به دنبال دارد. مولوی نیز در این رابطه شعری دارد که می گوید:

آب غالب شد بر آتش از لهیب    ز آتش او جوشد چو باشد در"حجیب"    

چون که دیگی حایل آمد آن دو را      نیست کرد آن آب را کردش هوا

دراین شعر مرد را به آب و زن را به آتش تشبیه می کند اگر آب را روی آتش ریخته شود بی درنگ آتش خاموش می شود و از بین می رود حال بیاییم آب را در دیگی ریخته و آن را روی آتش بگذاریم آب نه تنها آتش را خاموش نمی کند بلکه هرجه می گذرد آب داغ تر می شود تا جایی که آب به جوش می آید و درنهایت بخار می شود و از بین می رود در واقع حجاب و پوشش خانم ها نیز همان کار را انجام می دهد.

مطمئنا اگر پوشش خانم ها رعایت شود مردها دیگر به خود اجازه نمی دهند هر نوع رفتار و یا نگاه و برخوردی با خانم ها داشته باشند و سعی می کنند حتی در نگاه کردن به آنها جانب ادب را رعایت کنند اما خانمی که خود را به راحتی با پوشش نامناسب در معرض توجه بقیه قرار می دهد درواقع به دیگران اجازه داده تا هر نوع فکر و نگاه و برخوردی که می خواهند با او داشته باشند .

اما چرا حدود پوشش، این گونه  تعیین شده است ؟چرا مثلا آقایان ملزم به پوشیدن موهای سر نیستند؟

به قول استاد مطهری زن مظهر ناز است و مرد مظهر نیاز! اگر نگاهی به تنوع لباس های خانم ها و آقایان درهر دوره ی زمانی بیندازیم مطمئنا حرف استاد را تأیید می کنید.

تنوع رنگ ، تنوع مدل،…. در لباس های خانم ها بیش تر است تا مدل های لباس آقایان؛ مثلا در همین عصر حاضر شما لباس های مجلسی خانم ها را با لباس مجلسی آقایان که فقط کت و شلوار است مقایسه کنید؛یا علاقه خانم ها به آرایش که جزیی از نیاز فطری آنها است .کدام مرد را دیده اید که صبح قبل از رفتن به سرکار با مواد آرایشی خود را بیاراید. اتفاقا قرآن هم از این مسأله غافل نمانده است همانطور که در آیه ۳۳ سوره احزاب می فرماید: ای زنان (در برابر نامحرم) ظاهر نشوید و خودنمایی نکنید مانند خودنمایی دوران جاهلیت نخستین.

قرآن در این آیه یا آیات مشابه فقط زنان را ازتبرج و خودنمایی و به نمایش گذاشتن جاذبه های جنسی خود در برابر نامحرم نهی کرده و از مردان سخنی به میان نیاورده است. از ظاهر این مطلب فهمیده می شود که غریزه خودنمایی و تبرج از ویژگی های خاص زنان است و درمردان وجود ندارد به همین دلیل است پوشش به این معنا برای زنان واجب شده است .

اما آیا حجاب هدف غایی است ؟ مطمئنا خیر در واقع حجاب یک وسیله است وسیله ای که در کنار وسایل دیگر امنیت ، آرامش و سلامت روحی جامعه و خانواده را به همراه دارد. از زن به عنوان محور محبت وعفاف مربی تربیت کودکان درخانواده یاد می کنند . حال این مربی با رعایت نکردن پوشش خود را به عنوان سیبلی درمعرض تیرهای زهرآلودی که از کمان شیطان که همان چشمان بیمار نا محرمان است قرار دهند .چه اتفاقی می افتد ؟ محور عفاف خانواده خراب می شود، تربیت فرزندان جامعه را به دست مربیانی میسپاریم که مجروحند .چگونه یک مربی مجروح می تواند از فرزندان ما جنگجویان قوی وکارآمد بسازد که بتوانند در مقابل آسیب های اجتماعی از خود دفاع کنند . به همین دلیل است که می گوین حجاب وسیله ای است برای حفظ عفاف خانواده و جامعه!

 

بیزن خالقوردی پور کارشناس ارشد سیاسی و استاد دانشگاه