بنام خدا

((فتنه گری های انتخاباتی))

جعفرزاده نماینده رشت در مجلس شورای اسلامی در تاریخ 1394/3/24 در بزم سالگرد انتخاب آقای رییس جمهور روحانی و در حضور مردان دولتی استان گیلان مطالبی طرح کرد که بازتاب منفی و گسترده ای در شبکه های اجتماعی و خبرگزاریها داشت.

او طی مطالب گستاخانه ای،دولتمردان و مدیران دولت احمدی نژاد را که اتفاقاً خودش نیز مدتها جزء مدیران آن دولت بوده را به قوم مغول تشبیه کرده و منتقدان دولت فعلی را افرادی بی ریشه و بی اصل و نسب دانسته.جعفر زاده که لازم بود پس از پخش فایل صوتی اش، از مردم ایران عذرخواهی کند، بی ادبی و اهانت را مضاعف کرده و طی نامه ای خطاب به روحانی فاضل و خطیب توانا حجة الاسلام والمسلمین اشجری ، مجموعه ای از اتهامات و اکاذیب را به ایشان نسبت داده که ذکر چند نکته ضروری به نظر میرسد.

1_ جعفرزاده در ابتدای نامه اش به محرمانه بودن نامه تاکید کرده ولی مشخص نشد به چه دلیل متن کامل این نامه در سایت خبری کاسپین که شنیده شده متعلق به فرزند مسئول دفتر آیة الله قربانی است منتشر شده.

2_جعفرزاده مدعی شده که از قول من خبر کذبی پخش شده و نوشته است که من نگفتم که منتقدین دولت فعلی بی ریشه و بی اصل و نصب هستند( البته منظورش اصل و نسب بوده است) ،البته ایشان در جای دیگر از لغت تسریع استفاده کرده که منظورش تصریح بوده است.

3_ جعفرزاده همه کسانی که منتقد وی بوده اند را افرادی بی تقوا دانسته و از اشجری به خاطر مصاحبه روشنگرانه اش انتقاد کرده .

4_جعفرزاده خطاب به جناب اشجری نوشته (( نه همانند شما در رسانه های عمومی بلکه خطاب به شما در نامه محرمانه مطالبم را بیان میکنم)) که البته باز این سوال مطرح می شود که اگر چنین است چه کسی این نامه را در اختیار سایتها و خبرگزاریها قرار داده است.

5_ جعفرزاده از اشجری خواسته توضیح دهد(( در تکوین انقلاب کجا بوده و یا در درگیری با منافقین کجا بوده است؟!)) البته بنده نه به آقای جعفرزاده بلکه جهت تنویر افکار عمومی اعلان میدارم که پدر جناب آقای اشجری در کسوت روحانیت از مبارزان و انقلابیون و مردان نهضت امام خمینی(ره) در قبل از انقلاب اسلامی بوده که در سال 1356 طی یک تصادف ساختگی توسط رژیم طاغوت به شهادت رسیده ، ضمن اینکه جناب مجتبی اشجری از جانب مادری به شهیدجلیل شفیعی و از جانب همسر به خانواده شهید حسین موحدی تعلق دارد و اینجانب شهادت میدهم جناب آقای اشجری در سن نوجوانی بهمراه دایی شهیدش در درگیری با منافقین در منطقه سردار جنگل و نقره دشت حضور فعال داشته و از فعالان حزب جمهوری اسلامی در رشت بودند.

بنده بسیار مایلم در یک جلسه علنی و با حضور علاقمندان ، ریشه های خانوادگی هر دو نفر یعنی اشجری و جعفرزاده را بررسی کنیم و سوابق فعالیت سیاسی هر دو نفر را به صورت مقایسه ای مورد بررسی قراردهیم.البته تعجب اینجاست که کسی که سالها در رأس بنیاد شهید استان بوده چگونه از تعلق جناب اشجری به شهید و شهادت و ایثار بی خبر است.

6_جعفرزاده در نامه مثلاً محرمانه اش نوشته ((ظاهراً عبارت مغول بودن سیستم قبلی( منظورش دولت احمدی نژاد است) خیلی شما را متأثر و ناراحت نموده که خوب است بدانید بنده با تخفیف آن عبارت را عرض کردم و معتقدم مغولها خسارت کمتری به این کشور زدند)). خدا را شکر این اهانت و بی ادبی با دستخط خودش به نگارش در آمده و بهتر است جعفرزاده توضیح دهد او که مدتها مدیرکل بنیاد شهید استان در دوران دولت احمدی نژاد بوده، خود را نیز مغول میداند؟ و یا همان تعداد از مدیران احمدی نژاد که در آن جشن حضور داشته اند را نیز مغولیست میداند یا خیر؟البته خوب است جعفرزاده پاسخ دهد که چه نسبتی بین سخنانش با سخنان اوباما و سران رژیم صهیونیستی وجود دارد، چون آنان نیز به همین شدت نسبت به دولت احمدی نژاد کینه داشتند.

7_جعفرزاده، جناب اشجری را متهم کرده که (( هنگامی که رییس بنیاد شهید بوده به تقاضاهای غیر منطقی وی پاسخ مثبت نمیداده و اشاره کرده که اشجری از دهقان،رییس بنیاد مرکز تقاضای مبلغی کرده تا برای شورای هماهنگی تبلیغات استان استفاده کند)) بحمدالله معلوم شد که اشجری برای کارهای شخصی اش درخواست پول نکرده و مبلغ بیست میلیون تومان وام قرض الحسنه خواسته تا بتواند برای شورای هماهنگی تبلیغات استان ساختمانی را اجاره کند. حال که آقای جعفرزاده مدعی است که دلش به حال خانواده شاهد می سوزد به او میگوییم لطفاً به آرشیو منزل و آرشیو بنیاد شهید و اسناد مالی در حسابداری بنیاد شهید نگاهی بیاندازید و ارقام بالا و کلانی که در دوران اصلاحات به نشریات و مجلات اصلاحاتی استانی دادید را محاسبه کنید و به خود نهیب بزنید که چرا پول دارو و درمان جانبازان را صرف مصاحبه های تکراری در نشریات استان نموده اید؟

در اصل مصاحبه های جعفرزاده این نشریات را آباد میکرد و مهمترین و بیشترین کمک ها را از دست جعفرزاده دریافت میکردند.

8_جعفرزاده از اینکه مسئول شورای هماهنگی استان گیلان توانسته رتبه اول کشوری را کسب کند ناراحت شده و اسم این فعالیتها یعنی ((هزینه برای برپایی باشکوه مراسم روز قدس، 12 فروردین، 22 بهمن و راهپیماییها و ایام الله را اسراف دانسته است)) در حالی که جداً باید از جناب اشجری تقدیر کرد.

9_جعفرزاده جناب اشجری را متهم کرده که به او گفته است(( در آینده تو را رد صلاحیت خواهم کرد)) بنده از جناب اشجری سوال کردم که فرمودند دروغ محض است و اصلاً چنین سخنی نگفته. البته در همینجا از مجموعه نظارت رشت و استان و شورای نگهبان خواهش میکنم حتماً در مورد این نماینده و سایر کاندیداهای مجلس به سوابق و فعالیت های سیاسی شان توجه کرده و با عنایت به اسناد و مدارک موجود در نظارت و سایر دستگاه های حفاظتی و اطلاعاتی ، عدالت را در مورد کاندیداها و مردم بکار ببندند تا حقوقی از اشخاص ضایع نشود.

10_جعفرزاده ادعا کرده که ((حنجره اش برای اشجری غصه ای شده و مدعی شده که عمدتاً اعمال اشجری خلاف قانون است)). بنده هم عرض میکنم گلویی که سخن گفتن درباره فتنه را تجارتخانه مخالفان فتنه بداند و یا ثناگوی جریان فتنه باشد ، هیچ ارزشی ندارد و نبود آن از بودنش بهتر است. بهتر است این حنجره را زمانی به بکار می گرفتی که فتنه گران در این استان مسئولیتها و پستهای بالا را به تصرف خود در آوردند.آنگاه که هزینه میلیاردی برای سفر آقای روحانی به استان گیلان شد و از بودجه سازمانها ، نهادها و فرمانداریها مبالغی کلان صرف پذیرایی و تبلیغات و ایاب و ذهاب شد چرا از این حنجره استفاده نکردی؟ آن زمان که بر خلاف قوانین و مقررات شهری، عمارت آدینه پایه گذاری شد و اکنون نیز دارای تخلفات مبین و روشن است چرا باد به حنجره نینداختی و به دست بوسی رفتی؟ حنجره شما مثل شیپوری است که سوتک آن افتاده و فقط داخل آن باد هوا رفت و آمد میکند.

11_البته متوجه نشدم چرا جعفرزاده در گرماگرم دعوا با کسی که به قول او غیر متعهد به جبهه و جنگ و ایثار است ، یکباره از رها کردن درس و مشق خودش در شیراز و از اعزام به جبهه در سال 66 مطالبی را بیان کرده است .بنده خیلی مشتاق هستم از جعفرزاده بپرسم از سال 1359 تا سال1366یعنی 7 سال دوران دفاع مقدس کجا بوده و یا مایلم بشنوم چه مدت در شلمچه بوده و در کدام عملیات چه نقشی داشته و علت جانبازی اش چیست؟و یا نامه یگان اعزام کننده را می دیدم. اگر کسی هست در این زمینه ها توضیحی بدهد، خوشحال میشوم.

12_ جعفرزاده اشاره ای هم به جایگاه نماینده ولی فقیه در استان نموده و خواسته که اشجری را ضد نماینده ولی فقیه معرفی نماید که البته این ادعا از چنین شخصی ، کمی خنده دار است.

روحانی فاضل و تحصیل کرده ای مثل اشجری همواره در خدمت نماینده ولی فقیه و شخصیتی چون آیة الله جنتی بوده و هرگز علیه آیة الله قربانی نیز سخنی بر زبان جاری نکرده. موضوع رد صلاحیت مهدی قربانی فرزند آیت الله قربانی هم ربطی به استان و آقای اشجری نداشته و اسناد و مدارک موجود در شورای نگهبان و منابع چهارگانه، موجب این رد صلاحیت شده است و آقای جعفرزاده میداند تایید و رد صلاحیت نهایی افراد بایستی توسط هیئت مرکزی نظارت انجام شود و تصمیم گیرنده نهایی، استانها و شهرستانها نیستند. بدیهی است رد صلاحیت فرزند آیت الله قربانی در لاهیجان نمی تواند به معنای خصومت شخصی آقای اشجری و یا هر عضو دیگر هیئت نظارت با آیت الله قربانی تلقی گردد و بهتر است آقای جعفرزاده بداند که طرح اینگونه مباحث نمی تواند دلیل محکمی برای صداقت وی باشد.

13_جعفرزاده مدعی شده که (( اشجری در دفتر نظارت شورای نگهبان دارای سمت است)) این ادعا هم کذب است و چارت تشکیلاتی دفترنظارت قابل رویت است و آقای اشجری هیچ مسئولیتی غیراز شورای هماهنگی تبلیغات استان ندارد و عضویت جناب اشجری و یاهر شخصیت دیگر در هیئت نظارت، مقطعی ، موردی و موقت است و فقط برای ایام انتخابات تنظیم شده است و سوابق هیئتهای نظارت استانی و شهرستانی حکایت از این امر در دوره های گوناگون دارد.

14_ جعفرزاده مدعی شده که (( جعبه سیاه آقای اشجری دارای محتویات فروانی است)) اگرچه این ادعا هم یکی از حرفهای خنده دار آقای جعفرزاده است ولی اینجانب چون سالهای متمادی با جناب اشجری ارتباط دارم اعلان میدارم که جعبه اعتقادات و رفتارهای آقای اشجری سیاه نیست و اتفاقاً بسیار شفاف و روشن است.

اشجری مردی غیور، طلبه ای فاضل و زحمت کشیده در مدرسه دارالشفاء قم ، سیاستمداری مومن و انسانی ولایتمدار است که تمامی اعتقادات و افکارش بالای منبر برای مردم بیان میشود و اصولاً اسرار نهفته ای ندارد و همواره از اعتقادات و باور های دینی و سیاسی اش مردانه دفاع کرده و اقدامات او علیه جریان فتنه طی سال 88 و از آن پس بر همگان مشهود است.

15_بنده و بسیاری از دوستان انقلابی و مردم علاقمند به انقلاب اسلامی معتقد و معترف هستیم در دوران مسئولیت آقای اشجری در شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی مناسبتها و ایام الله به خوبی و با وزانت بالا برگزار شده و تا کنون نیز در حق این روحانی فاضل جفایی فاحش صورت گرفته و بهتر بود از وجود وی در یکی از ادارات و سازمانهای استانی بهره گیری میشد. در این استانی که بعضا برخی افراد ناتوان و یا فتنه گر و یا حداقل ساکتین فتنه ، پستهای فرهنگی و آموزشی را در اختیار دارند، عدم استفاده از تجارب و تواناییهای مدیریتی چنین شخصی فقط ظلم به استان گیلان محسوب میشود.

اینجانب به جعفرزاده میگویم اتفاقاً آنچه که شما به عنوان نقاط ضعف برای آقای اشجری بر شمردید، همان نقاط مثبت مدیریت اشجری است وبهتر از دیگران میدانی که شورای هماهنگی تبلیغات برای مناسبتها و ایام الله هیچ گونه بودجه ای در اختیار ندارد و وظیفه اش این است تا در چنین ایامی از توان سازمانها وادارات بهره گیری کند و وظایف فرهنگی و تبلیغی را از سازمانهای دولتی طلب کند.

و نکته آخر اینکه آقای جعفرزاده باید پاسخ دهد چرا با زبان بی ادبانه و گستاخانه ، منتقدان دولت فعلی را افرادی بی ریشه و بی اصل و نسب نامیده و چرا دولتمردان گذشته با پشتوانه 24 میلیون رأی را به قوم مغول تشبیه کرده است؟

اما این نکته مهم است که جریان فتنه و غوغاسالاران در استان در اقدامی پیش گیرانه مایل هستند از عضویت افرادی لایق، توانمند، محکم و استوار در هیئتهای نظارت جلوگیری کند و این نوع فضا سازیها و مشابه آنچه که آقای جعفرزاده در نامه اش آورده و یا حملاتی که بعضی اعوان وانصار کاندیداهای رد صلاحیت شده در مورد آقای اشجری مطرح می کنند ، همه و همه جهت تکمیل فتنه آینده است.آنان مایلند آقای اشجری را درگیر پاسخگویی کرده و وی را وارد نوعی درگیری سیاسی کنند تا پیشاپیش بی طرف بودن مجموعه های نظارتی را زیر سوال ببرند.فلذا از جناب آقای اشجری در خواست میکنم که به اینگونه اراجیف پاسخ ندهند و خداوند بهترین مدافع است.

والسلام

حسن کربلایی_شانزدهم رمضان المبارک 1394/4/14

[ شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 17:20 ] [ حسن کربلایی ] [ نظر بدهید ]
 

بنام خدا

جناب خاخورزا                                        سلام

در مطلبی تحت عنوان بازخوانی خطبه تاریخی و ... در پایگاه سخن پراکنی دیار میرزا، بهتر بود بجای فرافکنی  و درج مطالبی بی پایه و اساس، کمی به عمق مطالب من می اندیشیدی و یا حداقل پیرامون توهینهایی که دایی ارجمندت به بخش اعظمی از این جامعه کرد، مطالبی  می نوشتی.

از نظر جناب دایی آیا شما هم در استقرار مغولها در این کشور نقش داشتید؟(چون شما هم از اعضاء فعال دانشجویی ستاد آقای احمدی نژاد بودی) بهتربود سکوت میکردی و من هم اصلا تصمیم ندارم به شما پاسخ دهم. ضمن اینکه بحمدالله فرصتی  پیش آمده و یک شبه  در این استان مدیرکل شدی، در حالی که میدانی در بین اصولگرایان ، اعتدالیون و اصلاحاتیان افرادی شایسته ، توانمند و با مدارک و مدارج بالای علمی وجود داشتند ولی شما به مقام و منزلت و حقوق مکفی و وسیله نقلیه دست یافتی. بهتر بود حداقل از سخنان جعفرزاده دفاع  نمیکردی.

اگر فرصتی پیش آمد ازقدرت تدبیر و وجدان استفاده کن و حداقل در یک مراسم افطاری به او بگو ای دایی  چرا چنین سخنانی را بر زبان جاری کردی

آیا دولتمردان نهم و دهم قوم مغول بودند و آیا همه منتقدان دولت فعلی افرادی بی اصل و نسب و بی ریشه اند؟

والسلام

حسن کربلایی

[ پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴ ] [ 18:24 ] [ حسن کربلایی ] [ نظر بدهید ]
 

بنام خدا

مدیر محترم پایگاه  اطلاع رسانی خبر آزاد                                        سلام علیکم

پس از انتشار مطالب بنده در باره جشن مدیران دولتی استان گیلان در تاریخ 24/3/1394 در سالن مخابرات و انتقاداز بعضی سخنان مدیران و یک نماینده حاضر در این جشن ، شخصی که خود را رییس شاخه جوانان یک تشکل استانی معرفی کرده، به جای پاسخ به چند سوال بنده ، به حرمت شکنی روی آورده و آنچه در حد و اندازه شان خود بودهبه بنده نسبت داده است.

من از شما می خواهم حال که او اینهمه تلاش کرده تا مطالب سخنرانان و جناب جعفرزاده را خوب جلوه دهد، از ایشان سوال کنید نظر این تشکل استانی درباره جریان فتنه و دفاع منافقین و بنی صدر و سلطنت طلبها و ریگی از سران فتنه چیست؟

و بفرمایید چرا رییس جمهور آمریکا و نخست وزیر اسراییل از فتنه گران در ایران و درگیریهای خیابانی در سال 88 دفاع کردند و آیا این گروه که خود را به نام یک شخصیت سیاسی و علمی و دینی عالم اسلام مزین کرده میتواند پاسخ دهد که چه سنخیّتی بین جریان فتنه و این اراذل و اوباش بین المللی وجود دارد؟

لطفا اگر سوال مرا پاسخ دادند بنده را نیز در جریان بگذارید.

حسن کربلایی

[ پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴ ] [ 18:22 ] [ حسن کربلایی ] [ نظر بدهید ]

بسمه تعالی

به جای تعریف از خود مشکلات مردم را حل کنید!

در خبر ها آمده بود که در تاریخ 24/3/1394 و در سالن اجتماعات مخابرات گیلان، جمعی از مدیران و فرمانداران و استاندار گیلان و بعضی معاونین جمع شدند تا شادی کنند و افتخار کنند که بر ادارات استان مسلط شدند. و جمعی از نیرو های ارزشی  و ولایی را از مدیریت ها کنار زده و خود به جای آنان نشستند.

 و اما چند نکته قابل ذکر

1_ اول اینکه به آراء روحانی که البته هیچ حزب و گروهی نمیتواند مدعی شود باعث رییس جمهور شدن او شده ، چرا می بالید؟ روحانی در مناظره ها توانست گوی سبقت را از رقبا برباید و به برکت اختلاف اصولگرایان، موفق به کسب آرائی حداقلی برای ریاست جمهوری شد.

2_از فرصت بدست آمده فقط برای خدمت به مردم استفاده کنید و وقت و بودجه نظام را صرف اینگونه نشست ها و جلسات و جشن ها نکنید. مردم در عمل بایستی احساس رضایت و شادی کنند و به دولت روحانی نمره بدهند. با تعریف و تمجید از خودتان، رضایت مندی ایجاد نمی شود.

3_از این پیروزی و مسولیتها به عنوان لقمه چرب استفاده نکنید و معلوم نیست این پیروزی تکرار شود. به عبارت دیگر باد غرور راخالی کنید تا جداً خود را خادم مردم ونوکر آنان بدانید.

4_اینکه استاندار و فرمانداران و معاونان استاندار و رؤسای بعضی ادارات دور هم جمع شوند و از هم تعریف کنند و گل و بلبل به هم بگویند، اولاً حقانیتی اثبات نمی شود، ثانیاً مردم از آن سود نمی برند و ثالثاً کمک به جوانان جویای کار و رفع مشکلات مردم نخواهد بود.

5_باید در اینگونه مراسم  شما با آمار به مردم بگویید، کجا و در چه موضوعی وضعیت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مردم خوب شده . کدام فقر و محرومیت را حذف کرده اید . کدام موضوع فرهنگی و دینی را غنا بخشیده اید. و از کدام نیروی ارزشمند و لایق در رأس کار ها استفاده کرده اید.

6_ جریانات و گروه های اصلاح طلب و یا اعتدال گرا حتی اگر در انتخاب آقای روحانی نقش داشته باشند، نباید از ایشان باج خواهی کنند و انتظار دریافت جیره و مواجب از دولت داشته باشند.

7_ از آقای استاندار سوال میکنم اینکه در جشن اعتدال شرکت کردید، بفرمایید کدام یک از سخنرانان این جلسه معتدل بودند، سوابق تندروی های این افراد در جریان اصلاحات بر کسی پوشیده نیست.مگر اینکه بفرمایید جدیدآً اصلاح طلبان بعضاً فتنه گر، اعتدال گرا شده اند.

8_ اینکه رییس مدیریت و برنامه ریزی استان گفته در زمینه احیای اخلاق، دولت موفق بوده است حرف خنده داری است، چون رییس جمهور خود بد ترین نوع بداخلاقی ها را از تریبون های عمومی در مورد مردم، رقبا و نخبگان بکار برده و البته حساب بقیه هم معلوم است. اینکه نماینده رشت در این جلسه همه دولتمردان قبل از اعتدال را مغول ومغولیست بداند، آیا احیای اخلاق است؟

9_ گفته شده میخواهیم از احزاب دعوت کنیم تا تفرقه راکم کنیم، اگر منظورتان گروه ها و احزاب اصولگراست، بحمدالله با هم خوب هستند و اتحاد دارندو لازم نیست زحمت بکشید، ولی اگر منظورتان جریانات اصلاح طلب و فرصت طلب و اعتدالگراست ، بعید است بین آنان وحدت ایجاد شود.

10_اما آن شخص بی ادب و فحاشی که در این جشن رقبای آقای روحانی و یا دولتمردان و مردم و جریان های سیاسی فعال دوران دولتهای نهم و دهم را به مغول تشبیه کرده ، باید بداند و به یاد آورد که هنگام رای گیری در انتخابات مجلس شورای اسلامی، به سمت خانواده های شهدا و ایثار گران و رزمندگان و مردم متدین رشت و حومه که اکثر آنان از حامیان دولت احمدی نژاد بودند، دست دراز کرده و از آنان خواهش کرده که به او رای دهند. چطور ممکن است یک فرد اینقدر بی ادب باشد ، ای کاش بعضی کاندیدا ها قبل از رای گیری در یک کلاس ادب که علی القاعده بایستی ادب را در خانواده یاد بگیرند ، شرکت کنند تا وقتی در محل سخنرانی قرار می گیرند اینقدر گستاخ نباشند.

گروه مغول کسانی هستند که با جریان های فتنه همکاری کرده و در کودتای 88 قصد فروپاشی این نظام را داشتند. گروه مغول همانان هستند که فتنه گری کردند و به اتوبوس و بانک و سطل آشغال و داراییهای مردم  رحم نکردند و هشت ماه کشور را بلاتکلیف نگاه داشتند، همانان که اکنون بعضاً در رأس امور این استانِ مظلوم، قرار  گرفته اند و در جوار نماینده گستاخ رشت، سنگ روحانی را به سینه می زنند و اهداف حزبی و گروهی و جناحی خویش را با استفاده از بیت المال و جیب این مردم دنبال میکنند.

نکته دیگر اینکه  اگر خوب به جمعیت حاضر نگاه میکرد، بخشی از مدیران دوران احمدی نژاد در لابه لای این افراد حاضر بودند که حد اقل بایستی آنان را استثنا می کرد. آیا آنان نیز از قوم مغول بودند وتعجب اینکه حتی یکی از آنان این جسارت و غیرت لازم را نداشت که با شنیدن این حرف به عنوان اعتراض سالن را ترک کند، جالب است افرادی مثل معاون سیاسی استاندار، مسولین بعضی واحد های استانداری و برخی فرمانداران فعلی از جمله مدیران دوران احمدی نژادهم بودند.

ونکته آخر اینکه آیا واقعاً این نماینده و سایر اصلاح طلبان و اعتدالیون اینقدر خام و ناپخته هستند که احتمال نمی دهند از 24 میلیون رأیی که مردم به احمدی نژاد داده بودند، حداقل 14میلیون آن آراء خاکستری بود و از بدنه اصولگرایی کنده شده وبه کیسه روحانی سرازیر شده است؟

چرا اینقدر بی ادب تشریف دارید، چرا به خود اجازه می دهید رقبا را بکوبید. مردم و رقبا که به شماکاری ندارند، شما گفتید ماخوبیم، رای آوردیم، کار بلد هستیم، توانا هستیم و کارشناس ، بسیار خوب ما منتظریم ببینم چه میکنید ، در این دو سال که خبری نبوده، ببنیم در دو سال باقی مانده چه خواهیدکرد.

والسلام

حسن کربلایی

1394/3/28